پاییز

از چهره ی طبیعت افسونکار

بر بسته ام دو چشم پر از غم را

تا ننگرد نگاه تب الودم

این جلوه های حسرت و ماتم را

پاییز ای مسافر خاک الوده

در دامنت چه چیز نهان داری

جز برگ های مرده و خشکیده

دیگر چه ثروتی به جهان داری؟

جز غم چه می دهد به دل شاعر

سنگین غروب تیره و خاموشت؟

جز سردی و ملال چه می بخشد

بر جان دردمند من اغوشت؟

در دامن سکوت غم افزایت

اندوه خفته می دهد ازارم

ان ارزوی گمشده می رقصد

در پرده های مبهم پندارم

پاییز ای سرود خیال انگیز

پاییز ای ترانه ی محنت بار

پاییز ای تبسم افسرده

بر چهره ی طبیعت افسونکار


                                                         فروغ فرخزاد

/ 2 نظر / 28 بازدید
همیشه تنهای زمین

- محبت خداوند شامل مردمانی می شود که همدیگر را دوست داشته باشند.پیامبراعظم(ع[گل] - شکیبایی دو گونه است: شکیبایی در مصیبت که نیکو است.بهتر از آن صبر در برابر گناه است یعنی خودداری از آن.امام علی(ع[گل]

سمیه

[دلشکسته][دلشکسته]سلام عزیزم پاییز اینقدر واسم دردناکه نمی دونم میتونین منو درک کنید یانه من تو پاییز باعشق زندگیم دوست شدم و توبهار از دست دادمش حالا اون عشق واقعیشو پیدا کرد منو تنهاییه تنها گذاشت واسم دعاکنید تا این دل دردم خوب بشه